به نام الله معشوق علی
علی زیباترین سروده ی هستی
کوزه به دست کنار دریا ی خروشان و گوهر خیزی امده ایم که شیرین است
و بیکرانه ودیرین و جاودانه از جنس نور که در بلندای امواجش می توان نظاره
گر شکوه پاکی بود و گستره ی نورانیش را یکجا در اوج قداست و درخشندگی یافت.
اری! کوزه به دست به کنار دریایی امده ایم ،
نه اینکه فکر کنید بحر بیکرانه را در کوزه جایگیر پنداشته ، خیال پیمودن ان رادر
ذهن پرورانده ایم ، نه چنین ساده اندیش و خام خیال نیستیم .
علی بزرگ است ولی چه کسی اجازه دارد از بزرگی او سخن بگوید ؟علی از هر
چیزی که بگو ئیم و بنویسیم باز هم بزرگتر است . او در فهم ما نمی گنجد ، اما
می گویم قطره ای از بحر بیکران وجود او...
******************
واین چنین خورشید و مولود کعبه، تابیدن اغاز کرد :
قبل از ظهر سه شنبه دهم عامل فیل گروهی از جمله عباس عموی پیامبر(ص)
که در جوار خانه ی کعبه نشسته بودند دیدند که فاطمه دختر بنت اسد بن هاشم
وارد مسجد الحرام شد در حالی که درد زایمان او را بی تاب ساخته بود .
لختی بعد به نزد خانه ی کعبه رفت و سر به دیوار نهاد و گفت : بار الها من به
تو به همه ی پیامبران و کتابهایی که از سوی تو امده ایمان دارم ..پروردگارا
به حق این نوزاد که در بطن من است ، ولادت او را به من سهل گردان..
هنوز راز و نیاز او با خدا تمام نشده بود که بخش پشتی مکه شکافته شد و
لحظه ای بعد با ورود فاطمه به داخل بیت به حالت نخست باز گشت .
حاضرین که در مسجد بودند شگفت زده به سوی خانه رفتند تا ان را بگشایند
؛ اما چون گشوده نشد دریافتند که این خواست حضرت حق است . مکه حیران
و مبهوت ازین رویداد بی سابقه سه روز چشم بر هم ننهاد و نفس در سینه ها
حبس داشت تا اینکه در 13 رجب دیوار خانه ی کعبه شکافته شد و فاطمه در
حالی که مولودی در اغوش داشت از ان خارج شد و پای بر صحن مسجد گذارد .
دختر اسد بن هاشم در میان سرور و شادی مردم لب به سخن گشود و ضمن
بر شمردن و جوه خدا داد مهتری و برتری خود بر زنان بزرگی چونان اسیه
همسر فرعون، مریم دختر عمران فرمود : دمی قبل چون اهنگ خروج کعبه
را نمودم هاتفی اواز در داد که یا فاطمه نام نوزاد را (علی) بگذار؛ چه ، خدای
علی اعلی می فرماید من او را از نام خویش برگذیده ، به ادب خود مودب ساخته
و بر دقایق علم خویش اگاه نمودم ، اوست که بیت مرا از وجود بتان می پیراید
و اوست که بر بام ان اذان گفته وآان را تقدیس می کند وای بر انانکه او را دشمن
دارند و از اطاعتش روی برگرداند .
*****************
و چنین از بدو تولد خدا را می ستود:
فاطمه ، دختر اسد بن هاشم ،مادر گرامی مولود کعبه (ع) می فرماید : چون علی
متولد شد او را محکم در قنداقی پیچاندم ، اما حضرتش با تکانی ان را پاره ساخت.
پارچه ی قنداق را دولایه نمودم ،اما ان را نیز با اشارتی پاره نمود بر تعداد
پارچه ها افزودم تا انجا که به شش تا رسید ودر تمامی حالات انها را نیز پاره
می نمود تا اینکه خطاب به من فرمود : مادر جان دستان مرا نبند . چرا که
می خواهم با انها خدای تعالی را در حد تضرع و و زاری بخوانم .(1)
علی باعشق تمام عبادت می کرد ،عبادت او رفع تکلیف نبود بلکه حقیقی بود.
در نماز سجده های طولانی ای داشت که سجده گاهش ازاشک مرطوب می شد ،
هنگام وضو گرفتن ی لرزید و لرزش حقیقی وجودش را در برمی گرفت .
علی هرشب بیدار است ،او با خدای خود راز و نیاز می کند ، برای علی رمضان
و شوال یکسان است . علی یکه و تنها در یان نخلستانهای فرات در نیمه های شب در
مناجاتش چنین می گوید:
((ای خدای بزرگ به بهشت تو طمعی ندارم ، از دوزخ تو نمی هراسم ،من تو را
می پرستم زیرا فقط تو شایسته ی پرستشی ،اگر می خواهی مرا بسوزان و خاکسترم
را به باد بسپار ،من همه را تحمل می کنم ؛ولی لحظه ی مرا از خود دور مکن که
نمی توانم تحمل کنم ،من به تو عاشقم، من تاجر پیشه نیستم که در ازای عبادت تو
پاداش بخواهم.))
(منتهی الامال ،ص204)