تحریفات حماسه ی حسینی
السلام علیک یا ابا عبدالله
پر وضح است که جويبار يا رودخانهاى كه از سرچشمهى پاك، ناب و خالص جريان مىيابد چون به سوى دشت و صحرا جارى مىشود. صفا، طراوت و بركتبه ارمغان مىآورد و مزارع و باغات را سيراب مىسازد و آدميان و ساير موجودات را بهرهمند مىنمايد. اما اگر اين رودخانه طغيان كند و حالتسيلابى به خود گيرد نه تنها ديگر مزاياى مزبور را در برندارد كه موجب تخريب و ويرانى است.
حقايق مسلم تاريخى و خصوصا واقعيتهايى كه مربوط به حوادث سازنده، رشد دهنده و انسان ساز هستند هم همینطورند ،تا زمانى كه دچار دگرگونى نشدهاند همچون چشمهها و جويبارها صفابخش و پربار و حركت آفرين خواهند بود، اما اگر گرفتار آفتهايى چون تحريف شوند از مقاصد عالى، اهداف والا و نورانى خويش دور افتاده و خاصيت اصلى خويش را از دست مىدهند. متاسفانه در فصولى از تاريخ اسلام تحريفاتى رخ داده كه سيماى حوادث راستين و وقايع حقيقى را عوض كرده و كار محققان را دشوار ساخته است. اين حركتيا به وسيلهى طرفداران و حاميان جاهل و يا مخالفان كينهتوز رخ داده است. در خصوص نهضت مقدس و شكوهمند حضرت امام حسين عليه السلام بايد خاطر نشان ساخت كه دشمنان نتوانستهاند در آن تحريفى پديد آورند و اين قيام به قدرى صريح، روشن، مقدس و غير قابل انتقاد بود كه حتى بسيارى از مخالفان در برابرش سر تعظيم فرود آورده و آن را ستودهاند. ولى با كمال تاسف از سوى طرفداران جاهل مطالبى بىاساس وارد متون اين بخش از تاريخ شيعه شده است.
حماسه حسينى چون خورشيدى عالمتاب بر همهى جهان درخشندگى و فروزندگى دارد و در شرايط ظلمانى شعلهاى ايجاد كرد و فرياد عدالتى در تيرگى ستم بود كه حيات تازهاى در عالم اسلام به وجود آورد و معرفتى عالى و بينشى نيرومند در آن نهفته است. و مرثيهها و روضهها بايد بيشتر اين جنبهها را مورد بررسى قرار دهند و محاسن حماسى اين نهضت را مطرح كنند و پرداختن به چنين ابعادى از قيام عاشورا، از روى آوردن به تحريفات مىكاهد نبايد آنقدر افسانه، خرافه و مطالب دروغ به اين حركت مقدس ملحق كرد كه عظمت و افتخار و الهام بخشى و اثر تربيتى آن را تيره و تار كند و چنين شكوهى را مخدوش نمايد، تكيه بر خطبههاى امام و اهل بيت كه ايراد نموده و نيز روضه خواندن از روى بياناتى كه آن حضرت در پاسخ به افراد در مسير مدينه تا كربلا فرمودهاند و نيز بر اساس رجزهايى كه آن امام بزرگوار و اصحابش در روز عاشورا در مقابل دشمن خواندهاند و در كتب معتبر ثبت و ضبط شده و از روى نامههايى كه بين امام و مردم كوفه و بصره رد و بدل شده و در منابع مستند ضبط است از مواردى است كه تاريخ اين قيام را پرحرارت و پرتابش نگه مىدارد، بايد توجه داشت كه اين جنبش با هالهاى از قداست آميخته است و بايد براى معرفى آن از ابزارهاى درست، سخن پاك و مضامين عالى بهره گرفت و غافل شدن از اين واقعيت و گريستن را هدف دانستن، فرهنگ تحريفى را ترويج مىكند، شهيد مطهرى رحمه الله مىگويد: «... قهرا براى اين كه مردم بيشتر گريه كنند... روضههاى دروغ جعل شد مردم ما هم به روضههاى خيلى داغ و پرحاشيه عادت كردهاند و اين خود عاملى شده كه اجبارا عدهاى از اهل منبر براى اين كه مردم گريه كنند... روضههاى ضعيف مىخوانند..» .
هدف نهضت، مبارزه با تحريف
حضرت امام حسين عليه السلام در قيام پرشكوه خود در صدد برآمد تا چهرهى واقعى آيين محمدى صلى الله عليه و آله و اسلام ناب را به جهانيان معرفى كند و پيام معنوى قرآن را به تشنگان معارف برساند و از فرهنگ دينى غبارزدايى كند.
در اين قيام عامل امر به معروف و نهى از منكر برجستهتر است چنان كه امام حسين عليه السلام در وصيتبه برادر خود محمد حنفيه فرمودهاند: قيام من براى اصلاح امت جدم مىباشد، مىخواهم امر به معروف كنم و نهى از منكر نمايم و به سيره و سنت جد و آيين پدرم - حضرت على عليه السلام - رفتار كنم.
در حقيقت امام حسين عليه السلام براى مبارزه با تحريفها قيام فرمود زيرا احساس نمود در دستگاه خلافت اسلامى انحراف شديدى رخ نموده و اين اعوجاج در شئون سياسى اجتماعى مسلمين رخنه كرده و آنان را از رسيدن به چشمه پاك و پربهرهى توحيد و رستگارى باز داشته است و براى زنده ماندن دين و بقاى امت اسلامى راهى جز فداكارى و شهادت نمىباشد و گويى بايد عبارت ان الله شاء ان يراك قتيلا تحقق پذيرد .
البته برخى خواستهاند يك تحريف تاريخى در اين قيام ايجاد كنند و چنين تبليغ نمايند كه فراخوانى كوفيان هدف اساسى قيام كربلاست در حالى كه دعوت كوفيان از موارد جزيى و فرعى اين قيام است و خطبههاى حماسى و پرشور امام بعد از شكست كوفه بيانگر اين واقعيت مىباشد شهيد مطهرى از اين موضوع دچار شگفتى مىشود كه برخى خواستهاند حماسهى كربلا را به نحوى ثابت كنند كه مردم كوفه واقعا داراى قدرتى بودند و مىشد به آنان اعتماد كرد در صورتى كه عظمت قيام حسينى در اين است كه آن حضرت بدون اتكا به قدرتهاى سياسى اجتماعى آن روز برپا خاست و اثر روحى اين حركت در حدى بود كه نه تنها مردمان آن زمان را به تحرك وا داشتبلكه اثراتش همچنان باقى و پابرجاست. آن متفكر شهيد در جاى ديگر خاطر نشان مىسازد:
«... نه چنان بود كه بعد از دعوت مردم كوفه امام قيام كند بلكه بعد از اين كه امام حركت كرد و مخالفتخود را نشان داد و مردم كوفه از قيام امام مطلع شدند و چون زمينهى نسبتا آمادهاى در آنجا وجود داشت مردم كوفه گرد هم آمدند و امام را دعوت كردند.» اگر دعوت كوفيان عامل اصلى نهضتبود امام مىبايست در اين حركت احتياط بيشترى مىنمود و تذكرات برخى ناصحان چون عبدالله ابن عباس را مورد توجه قرار مىداد.
عوامل تحريف
امويان كوشيدند تا نهضتحسينى را از سرچشمهى اصلى قيام جدا كرده و آن را بر بستر ديگر قرار دهند و اين چنين وانمود كنند كه حركت مزبور نوعى ايجاد اختلاف و تشتت در بين مسلمين بود، دشمنان كوردل و شبپرستان خفاش صفت مىخواستند اين حماسهى پرشكوه و سراسر مقدس را در حد يك آشوب سياسى ناحيهاى تنزل دهند و به همين دليل چون مسلم بن عقيل نماينده و شخص مورد وثوق امام وارد كوفه شد، يزيد به حاكم وقت - ابن زياد - نوشت فرزند عقيل مىخواهد به اخلال و فساد دست زند و بذرهاى تفرقه بپاشد و فرزند زياد چون نايب امام - مسلم را - دستگير كرد خطاب به وى گفت: چه شد كه به اين شهر آمدى تا آشوب برپا كنى، مسلم در جواب گفت: بر حسب دعوت و نامههاى متعدد كوفيان آمدهام و ما خواهان برقرارى عدالت هستيم.
به رغم آن كه دشمنان نتوانستند اين حماسه را كم رنگ سازند عواملى دستبه دست هم داد تا منابع مستند تاريخ كربلا توسط عدهاى نادان مورد خدشه قرار گيرد. از جمله:
1- تمايل به اسطورهسازى
الگو بر خلاف اسطوره، مجموعهاى از باورهاى ايمانى و معارف اعتقادى انسان است كه در عرصهى عمل در سيماى انبياء و اولياء نمايان مىگردد و در سيرهى چنين افرادى نبايد تحريف واقع شود. و روا نيست جنبههاى افسانهاى كه حس اسطورهاى را در اذهان ايجاد مىكند به شرح حال و چگونگى نهضت افراد مقدس وارد شود. به فرمايش شهيد مطهرى: «افرادى كه شخصيت آنها، شخصيت پيشوايى است، قول آنها عمل آنها، نهضت آنها سند و حجت است نبايد در سخنانشان، در شخصيتشان تحريف واقع شود. قسمتى از تحريفاتى كه در حادثه كربلا صورت گرفته معلول حس اسطورهسازى است» .
حضرت آية الله خامنهاى، مقام معظم رهبرى، فرمودهاند: جعل مطالب زايد و افزودن آن بر قصهى اصلى و نسبت دادن آن به صاحب قصه در قصه معصومين عليهم السلام كذب و افترا و حرام اس) .
2- گريه بر امام حسين عليه السلام و توجيه وسايل باطل
برخى تصور كردهاند چون مىخواهيم بر سالار شهيدان بگرييم و اين برنامه مقصد والايى است پس مىشود از هر وسيلهاى كه به آن كمك كند، بهره گرفت. اگر چه با جعل و تحريف توام باشد. اين واقعا فكر مسموم و پرآفتى است كه اگر كارى با ظاهرى مذهبى بروز كرد و داراى ثوابى بود، ديگر اشكالى ندارد در مسير آن به هر حركتى دستيابيم، اگر چه دين و مبلغان راستين آن از اين كار بيزار باشند و حضرت ابا عبدالله عليه السلام هم از بابت آن در فشار باشد و خاطر مبارك آن امام همام برنجد. بزرگان دين و علماى شيعه با آن كه خودشايستگى تربيت و تعليم ديگران را داشتند باز دين و عقايد و افكار خويش را بر امام عصر خود عرضه مىداشتند تا مبادا به نام دين به چيزى بر خلاف آن معتقد باشند يا به حساب دين، كارى را در جهت معارض آن انجام دهند.
3- مراجعه به منابع مخدوش و تكيه بر مضامين جعلى
منابعى كه از تاريخ عاشورا حكايت دارند، بايد چندين مشخصه را داشته باشند، در غير اين صورت آميخته به جعل و تحريفند و استناد به آنها مشكلاتى را به بار مىآورد و اهداف اين نهضت را تحريف مىكند، در وهلهى اول چون اين مطالب به منابع اصيل قرآنى و روايى عرضه مىگردند نبايد رنگ ببازند و يا با آنها در تعارض باشند همچنين مسايلى را كه مطرح مىكنند بايد در شان و مقام حضرت امام حسين عليه السلام به عنوان فروغ امامت، ستارهى درخشان آسمان ولايت و هادى انسانها و نگهبان معارف الهى باشد، نكتهى ديگر اين كه در بررسى اين متون تطبيق آنها با عقل سليم و منطق كار لازمى است كه اگر خرد ناب و درك عالى انسانى قبول آنها را مورد تامل قرار داد بايد از نقلشان امتناع كرد. اگر انسان هر چه را مىخواند و مىشنود باور كند و براى ديگران بازگو كند بدترين جهالت را مرتكب شده است. مراجعه كنندهى به كتب مقاتل به مصداق «كونوا نقاد الكلام» بايد اين متنها را با ارزيابى درست و ارزشيابى منطقى و اصولى مورد بررسى قرار دهد و از ميان آنها مطالبى را مورد گزينش قرار دهد كه معارف و انديشه افراد را ارتقا دهد، روح شنوندگان و عزاداران را به حماسهى كربلا پيوند دهد و دلها را به اهتزاز درآورد. شهيد مطهرى رحمه الله مىگويد: «... اگر در آن مسير صحيح با بيان حقايق و واقعيات بدون آن كه روضهى دروغى خوانده شود، بدون آن كه جعلى شود، بدون آن كه تحريفى شود... اگر اشكى از روى صداقت و حقيقت ريخت، شور و واويلا بهپاشد مجلس هم كربلا شد، بسيار خوب است..» . (11) روى آوردن به منابع مخدوش چون روضة الشهداى ملا حسين كاشفى، اسرار الشهادة ملا آقا دربندى و دخالت دادن فرهنگهاى قبل از اسلام همچون سوگ سياوش و غيره در وقايع كربلا و مانند آن مىتواند از زمينههاى تحريف باشد. همچنين رسوخ برخى سنتهاى بومى و شيوههاى قومى و محلى كه به عنوان آداب و رسوم اقوام و قبايل مطرح هستند در برخى حوادث عاشورا اين نهضت را آفت زده مىكند، كما اين كه فرهنگ حكام و سلاطين چون به مرثيهها رسوخ يافت اعتبار آن را كم كرد.


